> واقعیت...
معبد من

............

 

 

 

 
واقعیت...

ای دهقان فداکار:

تو در روزگاری بزرگ شدی،

که مردی برهنه شد تازنان و کودکان زنده بمانند

اما من:

در روزگاری نفس میکشم:

که زنی برهنه میشود تا کودکی از گرسنگی نمیرد

من در زمانی زندگی میکنم

که فقط خدایش از پشت

خنجر نمیزند!!!

 

نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:خنجر,زندگی میکنم,نفس میکشم,پشت,زمانی,من,زنی برهنه میشود,گرسنگی,نمیرد,واقعیت,روزگاری,نفس,میکشم,برهنه,زنان,,ساعت 22:32 توسط امیر محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت