> معبد من
معبد من

............

 

 

 

 
 
کفش های دلم

در خواب تو جا ماندست

با اسم شبتــــ هر شب

تمام رؤیاها را

پابرهنه

دنبال تو می گردم
نوشته شده در دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:کفش های دلم,خواب تو,جامانده است,اسم شبت,هرشب,تمام رویاهارا,پابرهنه,دنبال تو,ساعت 13:42 توسط امیر محمد| |

 

 

 

"مگر خوابش را ببینی"

و من ...

خوابت را زیاد می بینم !

بیدار می شوم هر شب

از صدای چشمانم

تا پلک های خیسم را

بر زانوان عاشقم بفشارم

خواب هایم ...

از رؤیای تو بارانی ست

و من ...

خوابت را زیاد می بینم !

که بیداریم ...

طنز تلخ تنهائیست

 
 
 

 

 

 

 
 
ببین من عاشق را ....

ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم....

ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است....

لحظه ای به من نظری بینداز ....
 
نوشته شده در دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:عاشق,عاشقانه,شب,روز,یاد تو,تنها,آرزویم,رسیدن,,ساعت 13:24 توسط امیر محمد| |

 

 

 
 
آتش عشق زندگی بدونه تو تلخ

زندگی بدونه تو ترس

زندگی بدونه تو درده

ولی با تو بهشت



من اگه تنهام

تنها با غم هام

غرق در ماتم هام

اینم از سر نوشت منه

چرا سر نوشت من این جور رغم خورد

چرا عشق قشنگمون بد جور بهم خورد



اینو بگم شعرم رنگی نداره مینویسم

تا که برگردی دوباره



قلبم . قلبم داغونه

چشمام . چشمام گریونه

چرا نموندی پیشم دارم دیونه میشم

دستام . دستام رو بگیر

برگرد . برگرد و بگیر



دیگه دارم میمیرم

دارم آتیش میگیرم

نذار تو حسرت عشقت بمونه این دله تنها

دارم میمیرم از دوریت

نذار بمونم تو غم ها

کسی جز تو نمی تونه

امید قلب من باشه
 
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:میمیرم,قلبم,بهشت,امید,قلب,نذار بمونم,غم هام,دوریت,ماتم,حسرت,ذله تنها,,ساعت 22:44 توسط امیر محمد| |

 

 

 

 
واقعیت...

ای دهقان فداکار:

تو در روزگاری بزرگ شدی،

که مردی برهنه شد تازنان و کودکان زنده بمانند

اما من:

در روزگاری نفس میکشم:

که زنی برهنه میشود تا کودکی از گرسنگی نمیرد

من در زمانی زندگی میکنم

که فقط خدایش از پشت

خنجر نمیزند!!!

 

نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:خنجر,زندگی میکنم,نفس میکشم,پشت,زمانی,من,زنی برهنه میشود,گرسنگی,نمیرد,واقعیت,روزگاری,نفس,میکشم,برهنه,زنان,,ساعت 22:32 توسط امیر محمد| |

 

 

 
 
 
به سلامتی عقرب! که به خواری تن نمی‌ده. (عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با
 
نیشش خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)

 

 

نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:سلامتی,عقرب,خواری,,ساعت 22:24 توسط امیر محمد| |

 

 

 

 
 
رفیق مثل کفش و رفاقت مثل جاده،چقدر سخته وسط جاده بفهمی پابرهنه ای
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:رفیق,کفش,رفاقت,جاده,چقدر سخته,وسط جاده,پا برهنه,ساعت 21:16 توسط امیر محمد| |

 

 

 

 
 
به نیوتن بگویید هر عملی را عکس العملی نیست! اگر بود اینهمه عاشقانه های من بی جواب نمی ماند.
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:عاشقانه,ساعت 21:12 توسط امیر محمد| |

 

 

 

 
 
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت همیشه خاك گلدون كسی باش كه اگه به اسمون رسید یادش نره كه ریشش كجاست.
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:می بخشم,تنها گذاردند,پایان,آسمون,ریشه,ساعت 21:3 توسط امیر محمد| |

 

 

 

 
 
دلم گرفته...


 دلم گرفته از اونایی که میگن دوستت دارم



اما نمیدونن دوست داشتن یعنی چی و چه ارزشی داره...



 اونایی که میخوان مال اونا باشی ولی



خودشون مال تو نیستن...



اونایی که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی که



آفتاب میشه همه چی از یادشون میره...



دلم گرفته از همه...



از همه اونایی که میگن دوستت دارم



اما وقتی بین راه از دوست داشتن خسته میشن



خیلی راحت تنها ت میزارن و میرن...



دلم گرفته...
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390برچسب:دلم گرفته,دوست دارم,برات میمیرن,زیر چتر,,ساعت 20:45 توسط امیر محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت